تبلیغات
نگفته ها چیزی جز درد دل من نیست

جنگجوی بی سپهر : ترجیح میدهم با كفشهایم در خیابان راه بروم و
به خدا فكر كنم تا اینكه در مسجد بنشینم و
به كفشهایم فكر كنم ... ( دكتر شریعتی )

تنها: شاید نشود به گذشته بازگشت و یك آغاز زیبا ساخت ؛
ولی می شود هم اكنون آغاز كرد و یك پایان زیبا ساخت ...

پایا :شجاعت واقعی زمانی است که شخصی بتواند از اعماق مشکلات و بدبختی ها به زندگی لبخند بزند.

read more

خودم فکر می کردم تحقق رویاهایم غیر ممکن است،اما خدا گفت : هر چیزی ممکن است*گم شده بودم،گیج بودم،فکر می کردم هیچ وقت جوابی پیدا نخواهم کرد،اما خدا گفت : من هدایتت خواهم کرد*خود را باختم،فکر می کردم نمی توانم،از عهده اش بر نمی ایم ،اما خدا گفت :  تو از عهده ی هر کاری بر می ائی غمگین بودم،احساس کردم زیر کوهی از نا امیدی گیر افتادم ،اما خدا گفت:  غمهایت را روی شانه های من بریز فکر کردم نمی توانم،من انقدر باهوش نیستم،اما خدا گفت :  من به تو خرد لازم را می دهم بار گناهانم رنجم می داد ،برای کارهای بدی که کرده بودم از خود عصبانی بودم،اما خدا گفت : من تو را می بخشم از خودم بدم می امد ،فکر می کردم هیچ کس مرا دوست ندارد ،اما خدا گفت : من به تو عشق می ورزم  گریه می کردم،زیرا تنها بودم،اما خدا گفت :  من همیشه با تو هستم

مناجات|نگفته ها چیزی جز درد دل من نیست.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه ی دیروز بود و هراس فردا، بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟
گفت: عزیزتر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی، که در تمام لحظات بودنت برمن تکیه کرده بودی، من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی، من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم.

گفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اینگونه زار بگریم؟
گفت: عزیزتر از هر چه هست، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج می کند، اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان، چرا که تنها اینگونه می شود تا همیشه شاد بود.

گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی؟
گفت: بارها صدایت کردم، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی، تو هرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود که عزیزتر از هر چه هست از این راه نرو که به ناکجاآباد هم نخواهی رسید.

گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟
گفت: روزیت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، پناهت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، بارها گل برایت فرستادم، کلامی نگفتی، می خواستم برایم بگویی و حرف بزنی. آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تنها اینگونه شد تو صدایم کردی.

گفتم: پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی؟
گفت: اول بار که گفتی خدا آن چنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر، من می دانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار نمی کنی وگرنه همان بار اول شفایت می دادم.

گفتم: مهربانترین خدا، دوست دارمت ...
گفت: عزیزتر از هر چه هست من دوست تر دارمت ...

مطالب اخیر

 
خدایا باز هم...
کاش...
به خدا دلم گرفته
مرگ من روزی فراخواهد رسید
کارم از بنده هات گذشته از خودت گله دارم
چه انتظار عجیبی...
دلا تا کی؟
سلام...
کلماتی با هزاران معنی...
مناجات
مرگ
همیشه همین بوده...
خدایا چه کنم؟
ای خدای من
آنچه باید فهمید حالا میفهمم

 

اعلانات

 
مدیر:

دوباره جملات قصار شروع به کار کرد و من برگشتم,جملاتتون و بهمون شکل قدیم در اختیارمون بزارید روی سایت قرار میدیم.

سری دوم pic box گذاشته شده است لطفا از اون دیدن کنید.

نظرات شخصی و حتی متنی برای گذاشتن در صفحه اصلی به نام خودتون   میتونید در بالای صفحه با زدن بر روی تماس با ما به صورت پیام بفرستید


مشخصات نگفته ها چیزی نیست جز درد دل من.درد دل خیلیا.هویت نداره چون متنش از دل من نیست نوشته های جنس ندارن چون عمومی چون صدای درد ندای آوارگی سیاهی ندای خیانت نگفته ها حرفا داره سنی نداره چون همه چیو میگه واسه جوون و پیر واسه دل شکسته و عاشق میگه هرچه به زبون بیاره.نگفته ها حرف دل خیلیا

امکانات

 

همانطور که در بالای صفحه مشاهده میکنید قسمتی به نام جملات قصار وجود دارد،شما میتوانید جملات خودتون برای ما بفرستید ما هم با ذکر نام هر هفته در بالا و در قسمت جملات قصار جدید و منتخب را قرار میدیم

فرستادن جملات :send

عکس دونی

 

 

آمار

کل بازدید :

بازدید این ماه :

بازدید ماه قبل :

تعداد کل پست ها :

آخرین بازدید :